27

[3 اردیبهشت 1389]

اینجای روحم درد می‌کنه.

1389

[29 اسفند 1388]

هشتادوُهشت یه مکث بود. یه مکث خیلی بلند، روی بدترین اتفاقاتی که می‌تونست برای مردم این مملکت بیفته. مکثی به بلندی نه ماه. بیایید مطمئن که نه، امید داشته باشیم که این مکث، از ساعت نه شب ِ بیست‌وُنهم اسفند شکسته بشه.

سال نو مبارک.

26

[27 اسفند 1388]

و قسم به دروغ، هنگامی که برای ریدن به دیگران از آن بهره می‌جویید.

25

[25 اسفند 1388]

دوستی‌هایم، آشنایی‌هایی‌ست که تداوم پیدا کرده‌اند.

24

[22 اسفند 1388]

مسخره‌اس که آدم باید برای چیزای مسخره خودش رو به دیگران ثابت کنه. از اون مسخره‌تر اینه که آدم کلاً مجبور باشه و بخواد خودش رو به دیگران ثابت کنه.